مصاحبه با استاد پرویز شهریاری

استاد از دوران کودکی خود تصویری بد در ذهن دارد؛ تصویری از جنگ و سختی و قحطی. خودش می گوید دوران جنگ جهانی دوم وقتی کودکی بیش نبوده ساعت ها در صف نانوایی می ایستاده و سر آخر چون بچه بوده به او می گفتند نان تمام شده و به قول خودش دست از پا دراز تر به خانه برمی گشته است . او از رسمی یاد می کند که آن وقت ها میان اشراف و پولدار ها باب بوده است : اجیر کردن 5 تا 10 ساله کودکانی که ششم ابتدایی را گذرانده باشند . آن وقت ها این کار باب بود . به دنبال استاد هم آمده بودند که گرچه خود استاد به خاطر این که از نظر غذا تأمین شود راضی به این کار بوده ، اما مادری داشته که می خواسته به هر قیمتی شده بچه هایش درس بخوانند و تن به این کار نداده است.
استاد پرویز شهریاری ، چهره ماندگار معلمی ریاضیات در خانه ای مملو از کتاب و کتابخانه میزبان ما بود و به گرمی به تمامی پرسش های ما پاسخ گفت .  

از آن وقت ها بگویید و این که چه شد به تحصیل رشته ریاضیات پرداختید؟

من سال 1305 در کرمان متولد شدم و دوره دبستان و دبیرستان را در کرمان گذراندم. پدرم سال 1317 در 46 سالگی از دنیا رفته بود. مادرم می خواست به هر قیمتی که شده است بچه هایش درس بخوانند و به همین دلیل با وجود سختی های زندگی وارد دانشسرای مقدماتی کرمان شدم به این امید که حقوقی داشته باشم و زندگی را بگذرانم تا این که در سال دوم دانشسرای مقدماتی بخشنامه ای از تهران آمد مبنی بر این که شاگرد اول و دوم ها می توانند برای ادامه تحصیل به تهران بیایند و این شد که من هم به تهران آمدم.
خود مسافرت من از کرمان به تهران داستانی شد و ما یک هفته در راه بودیم . یادم می آید که ماشین 2 راننده داشت که دم هر قهوه خانه ای می ایستادند تا فرصتی برای کشیدن تریاک داشته باشند . یک شب در یزد و یک شب هم در اصفهان ماندیم و بالاخره پس از یک هفته به تهران رسیدیم.
در تهران پس از 2 روز که راه و چاهی را پیدا کردم ما را در شبانه روزی پذیرفتند.ابتدا من می خواستم رشته ادبی بخوانم  چون بذنامه ام این بود که فلسفه را دنبال کنم، البته نا گفته نماند که به ریاضیات هم علاقه داشتم اما از میان دانش آموزان دختر و پسری که آن سال آمده بودند نزدیک به 350 نفرشان در رشته ادبی اسم نوشتند و با این که استادان برجسته ای مثل دکتر معین و دکتر هوشیار داشتیم ، اما من احساس می کردم نمی توانم هیچ استفاده ای از این کلاس ها بکنم و پس از یک ماه از آن کلاس بیرون آمدم و در جستجوی کلاسی بودم که تعداد کمتری شاگرد داشته باشد . فهمیدم رشته ریاضی 6 شاگرد دارد که با من تعداد آنها 7 تا شد ، اما وسط سال یک نفر از ما جدا شد و در نهایت 6 نفر ماندیم که همگی هم شاگردهای علاقه مندی بودیم . چون در دانشسرای مقدماتی کلاس ششم را نخوانده بودیم در آن سال ششم دبیرستان را تمام کردیم جای ما هم نزدیک بهارستان بود که دانشکده علوم و دانشکده ادبیات آنجا بود و بعد از اینکه ششم را تمام کردم وارد دانشکده تهران در رشته ریاضی شدم .

با کنکور یا بدون کنکور؟

از تمام تابستان آن سال دانشکده علوم تبلیغ می کرد که ما 60 نفر را در رشته ریاضی می پذیریم و هر کسی هم که بیاید برایش امکاناتی تهیه می کنیم ، اما سر آخر 13 نفر بودیم که وارد این رشته شدیم ، یادم می آید آن سال  برای اولین بار 3 نفر خانم هم میان دانشجویان ریاضی بودند . اواسط درسم بود که به خاطر پخش اعلامیه ها و روزنامه هایی که مربوط به چپ بود ،از سازمان امنیت به سراغ من آمدند ، بازداشتم کردند و 3 سال در زندان ماندم . آن موقع 18 سالم بود . پس از اینکه بیرون آمدم به دانشکده رفتم ، اما رئیس دانشکده علوم به من گفت این 3 سال کجا بودی و وقتی فهمید گرفتار بودم گفت ما نمی توانیم تو را بپذیریم مگر این که مجوز داشته باشی . من هم که ناراحت شده بودم به بچه های دانشکده علوم گفتم آن ها من را به این دلیل نپذیرفتند . فردای آن روز یک جیپ به خانه ما که در نارمک بود آمد و به من گفتند رئیس دانشکده علوم می خواهد تو را ببیند. وقتی نزد او رفتم به من گفت بیا و شرت را بکن که دانشجویان تمام دانشگاه تهران به خاطر تو اعتصاب کرده اند و این شد که من سال سوم رشته ریاضی را خواندم و لیسانس گرفتم . آن وقت ها دوران لیسانس ریاضی 3 ساله بود .
  به هر حال پس از اخذ مدرکم یک سال در شیراز کار کردم ،اما اواخر کارم در شیراز وقتی مشغول تصحیح ورقه امتحانات آخر سال بودم رئیس فرهنگ شیراز آمد بالای سرم و گفت در غیاب رئیس فرهنگ فارس یک بخشنامه از طرف آقای جعفری ،رئیس کل فرهنگ به ما رسیده و از ما خواسته اند حکم تو را به خاطر بازداشت ، لغو کنیم و تو را به مجموعه امنیتی شیراز معرفی کنیم ،اما من این ملاقات را ندیده می گیرم و بهتر است تو زود از شیراز بروی . من هم همان موقع به خانه آمدم و مختصر اسبابی که داشتم جمع کردم و با اتوبوس به تهران آمدم و به زندگی نیمه مخفی مشغول شدم .
اما از همان موقع در خودم احساس نیاز به مطالعه و ترجمه را احساس می کردم . از وقتی در دانشکده ریاضی درس خواندم کتابی را به اسم تاریخ حساب شروع کرده بودم که پس از گرفتاری من به وسیله مؤسسه انتشارات امیر کبیر چاپ شد . در زندان هم سعی کردم بیشتر وقتم را صرف مطالعه کنم و با استفاده از یک خود آموز ، زبان روسی را پیش خودم آموختم و از آن به بعد به جز 4 تا 5 کتاب که از فرانسه ترجمه کرده ام بقیه را تا امروز از زبان روسی ترجمه کرده ام . در 10 سال اخیر هم بیشتر گرایش به تاریخ ریاضیات بخصوص تاریخ ریاضیات در ایران پیدا کرده ام و در این زمینه کارهای ترجمه ای و تألیفی زیادی انجام داده ام .

چرا به تاریخ ریاضیات علاقه مند شدید ؟

تاریخ ریاضیات پایه کار است برای کسی که ریاضی می خواند . به یک رابطه ای در ریاضی برخورد می کنید اما اگر ندانید ریشه اش چیست و چه کسی آن را کشف و چرا کشف کرده  اصلا خود آن رابطه را هم نمی فهمید مثلا فرض کنید که بدانیم پایه های مثلثات در ایران ریخته شده است و از قرن سوم تا نهم هجری تمام زوایای کار مربوط به مثلثات را بررسی و روابط آنها را کشف کرده اند . اروپایی ها هم بعد از قرن 12 میلادی بتدریج از روی نوشته های ایرانی ها با مثلثات آشنا شدند و توانستند کار آنها را ادامه دهند . پایه های اصلی مثلثات از سوی ایرانی ها ریخته شده است . اگر ما این را می دانستیم الان این طور نبود که مثلثات را به هیچ بگیرند  ، یعنی در کتاب های درسی ، مثلثات را به صورت تکه تکه و نا هماهنگ جا داده اند . پیش از ایرانی ها همه چیز را با پاره خط و هندسه نشان می دادند ، در حالی که خط از نظر اندازه گیری دقیق نیست ؛ اما مثلثات همه چیز را دقیقا محاسبه می کند . علاوه بر این جبر هم در ایران به وجود آمده است ، به این معنا که اولین کتاب جبر را به اسم «جبر و مقابله » خوارزمی نوشته که در سده سوم هجری زندگی می کرده و معادلات درجه دوم را در کتابش حل کرده است . این علم به مرور تکامل یافت تا دانشمندانی مثل محمد کرجی ، خیام و ... به جنبه های بالاتر معادله درجه دوم پرداختند و مثلا خیام معادلات درجه سوم را به کمک هندسه حل کرد و آن وقت جمشید کاشانی که آخرین ریاضیدان ماست  و در قرن نهم هجری زندگی می کرد ، توانست معادله درجه سوم را به طریق جبری حل کند و نه هندسی و آن گونه که خیام حل کرده بود . در ضمن ما خیام را مبتکر هندسه تحلیلی هم می دانیم . من معتقدم خیام با هندسه دکارت هم آشنا بوده است . جمشید کاشانی هم توانسته است معادله درجه سوم را تا هر چند رقم اعشار به کمک جبر حل کند . البته هنوز در زمان ریاضیدان های ایرانی علامت های جبری پیدا نشده بود و این را با توضیح شرح می دادند . علامت های (=) یا (+) و یا (-) در قرن 16 پیدا شدند ، مثلا علامت مساوی در انگلیس ، قرن شانزدهم به وسیله یک پزشک پیدا شد که می گفت هیچ چیز مثل دو خط موازی و کوتاه نمی تواند نشانه برابری دو چیز باشد . به هر حال تاریخ ریاضی می تواند پایه درک خود ریاضیات باشد . در حال حاضر 3 کتاب زیر چاپ دارم که در زمینه ریاضیات هستند . در یکی از آنها ریاضیدانان ایرانی را از قرن سوم تا نهم هجری شرح داده ام و کمی هم به ریاضیدانان بعدی پرداخته ام . در کتاب دیگرم هم شرح حالی از هوشیار گیلانی که در قرن نهم میلادی زندگی می کرده و همزمان با ابوریحان بود ، آورده ام و این کتاب را از روسی ترجمه کرده ام و هنوز در حروفچینی است .
روس ها تقریبا درباره ریاضیات ایران بسیار کار کرده اند . همان روس ها درباره محمود خجندی هم کار کرده اند که ترجمه آنها را هم تمام کرده ام و حروفچینی شده و در دست تصحیح است . سعی من این است که در مقاله هایی که می نویسم به سابقه تاریخی مطلب هم اشاره کنم . مجموعا شاید حدود 1000 مقاله نوشته ام که همه جا به تاریخچه کار هم توجه داشته ام . نزدیک به 300 کتاب چاپ کرده ام که شامل کتاب های درسی و...است و کتاب هایی که فقط به مفاهیم توجه دارند و اینها مجموعه کارهای من در دوران زندگی ام بوده است .  

چرا اسم این علم را ریاضی گذاشته اند ؟

ریاضیات به معنی علمی است که با ریاضت به آن می رسند ، در حالی که خود ریاضیات اصلا به معنای ریاضت کشیدن نیست ، اگر با دانش آموز درست رفتار شود و بخصوص به کار گروهی توجه شود و معلم سعی کند همه چیز را از زبان خود دانش آموزان بیرون بکشد . ریاضیات علمی پیوسته است و اگر دانش آموزی یک مفهوم را متوجه نشد ،نمی تواند بقیه مباحث را بفهمد . معلم ها باید از همان ابتدا به صورت اصولی و پایه ای ریاضیات را آموزش دهند ،اما من فکر می کنم یکی از موانع اصلی تفکر و اندیشه در زمان ما همین مسأله کنکور است ؛ زیرا دانش آموزان از وقتی که پشت میز کلاس های راهنمایی می نشینند فقط احتیاج دارند با تست کار کنند و اگر هم تصادفا وارد دانشگاه شوند ، می بینند که اصلا وضع آن طور که فکر می کردند نیست و در نتیجه در تمام دوره دانش آموزی نه کتابی می خوانند و نه به مفاهیم توجهی دارند و هیچ چیزی را عمقی یاد نمی گیرند .

از صحبت شما استنباط می کنم که معلم کلاس اول دبستان که پایه گذار مفاهیم ریاضیات است ، باید بسیار کار آزموده و با تجربه باشد.

ریاضیات در همه کلاس ها مهم است و البته دبستان مهم تر؛ چون دبستان است که بچه ها را می سازد و باید توجه بیشتری به آن داشت ؛ اما مجموعا از پایه اول تا آخر که الان به آن پیش دانشگاهی می گویند ، بجز با توجه به مفاهیم نمی توان بچه ها را آماده کرد و چیز آموخت ؛ چیزی که در زمان ما اصلا به آن توجهی نمی شود فرض کنید سر کلاس معلمی می خواهد استدلال کند که چرا مشتق سینوسx برابر کسینوس x است ؛ اما عده زیادی از دانش آموزان اعتراض می کنند که اصلا نیازی نیست ما اینها را بدانیم و فقط با ما تست کار کنید . این معلم چگونه می تواند به این دانشآموزان چیزی یاد بدهد؟ من الان 8-7 سال است که تدریس نمی کنم و یکی از دلایل عمده اش همین مسأله تست و کنکور بوده است .
 
حال که فهمیدیم ریاضیات به چه معناست . مایلیم بدانیم جبر چه معنی میدهد و آیا معنی آن زور و اجبار است؟             

اصلا این طور نیست ، جبر به معنی جبران کردن است ، درست مثل شعر سعدی که می گوید:« جبر خاطر مسکین بلا گرداند» که در اینجا منظور این نیست که به مسکین زور بگویید ، بلکه به معنی جبران کردن است. اسم جبر و مقابله را خوارزمی گذاشت . اگر یک طرف تساوی عدد منفی باشد مثل 10- و به دو طرف 10 واحد اضافه کنیم یک طرف صفر و طرف دیگر 10+ می شود که این کار عدد را با بردن از یک طرف به طرف دیگر تساوی جبران کرده است . مقابله یعنی برابر قرار دادن دو مقدار که معادل همان معادله می شود و اساس جبر و مقابله هم معادله بوده است . تا انتهای دوره ایران جبر و مقابله به معنای معادله بوده و کتابهایی که 60سال پیش در ایران چاپ شده ، به نام جبر و مقابله بوده ، بدون آنکه معنای آن را بدانند .

قدیمی ترین ریاضیدانان دنیا چه کسانی بوده اند ؟

پیش از ایرانی ها یونانی ها هستند یونانی ها نزدیک یک هزار سال کار کردهاند و فقط به ریاضیات نظری کار داشته اند و کمتر عملی فکر می کردند . اما چند تایی هم مثل ارشمیدس در میان یونانی ها پیدا می شوند که به کارهای عملی پرداخته اند. پیش از یونانی ها فقط ریاضیات کاربردی بوده است ، یعنی هر چه مورد نیاز زندگی و عمل بوده است که آن دوره طولانی ترین دوره است و از ابتدای به وجود آمدن بشر تا قرن 6و7 پیش از میلاد بوده است . پس از یونانی ها باز نوبت ریاضیات کاربردی می شود که 600 سال طول کشیده است و مخصوص ایرانی هاست. حساب به وسیله ایرانی ها پخش شد ، یعنی اینکه فقط با 10 علامت از صفر تا 9 می توانید هر عددی را بنویسید ، به وسیله ایرانی ها و خوارزمی و کتابی با نام حساب هندی در دنیا پخش شد . چون این علامت ها هندی ها کشف کرده بودند . مثلثات را هم ایرانی ها آغاز کرده اند . یعنی جدول سینوس ها را تنظیم کرده و بعدها ادامه دادن تا این که جمشید کاشانی سینوس یک درجه را هم حساب کرد و برای این کار از حل معادله درجه سوم استفاده کرده است.

رابطه شما با اینترنت چطور است ؟

متاسفانه چشمهایم نمی بیند و هر دو چشمم در حدود 8 درصد بینایی دارد و کتاب را هم با زحمت زیاد به کمک عینک و ذره بین می بینم و راندمان کارم هم به همین مناسبت خیلی کم شده شده است ؛ اما همچنان به کارم ادامه می دهم . اگر 10 سال پیش در یک روز می توانستم 50 صفحه را ترجمه کنم حالا دیگر بیشتر از 7 تا 8 صفحه ترجمه نمی کنم.


از کی شروع به تدریس کردید و در چه مقاطعی درس داده اید؟

من از وقتی خودم سال سوم دبیرستان نظام قدیم بودم (یعنی سال نهم ) معلم حساب و هندسه  ششم ابتدایی همان دبیرستان هم بودم و بیشتر هم رشته ریاضی را درس داده ام . یعنی از 15 سالگی معلم بوده ام تا همین حالا و اگر کسی از من بپرسد مجموعا در عمرت چه کرده ای ، می گویم معلمی کرده ام راضی هم هستم . من در دانشکده فنی هم تدریس کرده ام و نیز در مدرسه عالی پارس که در آنجا پس از 2 یا 3 ماه تدریس منطق ریاضی به من گفتند مجبوریم حقوق تو را به نام کسی بنویسیم که دکترا یا لا اقل فوق لیسانس داشته باشد . شما درس بدهید ،  ما حقوق را به نام کس دیگری می نویسیم ؛ اما به شما می دهیم که من قبول نکردم . گفتم اگر صلاحیت دارم ، به نام خود من بنویسید و اگر هم صلاحیت ندارم که می روم کنار و همین طور هم شد و دیگر آنجا تدریس نکردم .

از شاگردانتان خبری هم دارید؟میدانید الان چه مدارجی دارند؟

چندی پیش شنیدم شاگرد من که حالا در امریکاست در پلسخ به این پرسش که به چه مناسبتی به رشته ریاضی و مسائل فنی علاقه مند شدی، اول از همه اسم من را برده است و یک ساعت صحبت کرده که اگر فلانی معلم ما نبود ، من هیچ وقت نمی توانستم پیش بروم. این شاگرد من دکتر فیروز نادری است که الان مدیر یکی از بخش های ناسا و آدم موفقی است . معمولا از این جور خبر ها دارم ؛ ولی اجازه نمی دهم جلوی خودم از من تعریف کنند.

کلاس های درستان چگونه برگزار می شد؟

من معمولا کلاس هایم را با طرح یک پرسش از شاگرد ها شروع می کردم. یادم هست در سال 1356 سر کلاس هشتم بودم و مسأله ای دادم و شاگردها را 3 نفر 3 نفر شریک کردم و گفتم با کمک هم حلش کنید . آخر کلاس 3 نفر بازیگوشی می کردند. گفتم چرا مسأله حل نمی کنید ، گفتند عقلمان نمی رسد . گفتم عقلتان را روی هم بریزید . گفتند : عقلمان گرد است و روی هم جا نمی گیرد . اما بقیه با هم کار کردند و پیشنهاد می دادند و بالاخره مسأله را خود بچه ها حل کردند . تقریبا همیشه با کمک خود بچه ها مسأله و حتی قضیه های هندسه و یا جبر را درس می دادم و معتقدم این بهترین راه است برای جلب توجه شاگردها . کلاس های من اصلا خشک نبودند و هیچ وقت هم لازم نمی شد به شاگردی اخطار دهم که چرا صحبت میکنی . حتی وقتی هم که صدای زنگ تفریح می آمد ، باز هم بحث ما ادامه داشت و تمام طول زنگ تفریح طول می کشید تا این که معلم بعدی وارد کلاس می شد.  

یکی از این مسأله ها را برای ما هم مطرح می کنید؟

اگر یک خط راست داشته باشیم و چهار نقطه پراکنده روی آن باشد ، مربعی پیدا کنید که اگر ضلع هایش را ادامه دهید ، هر کدام از یکی از این نقطه ها بگذرد و این را خود بچه ها حل کردند و در یکی از کتاب هایم راه حل بچه ها را نوشته ام و نوشته ام که در کجا و به چه طریق و از سوی چه کسانی حل شده است .

بسیاری از کتاب های شما سال پیش چاپ شده است و به سختی پیدا می شوند ، چرا تجدید چاپ نمی شود ؟

اینها دست ناشران است . 6 ماه پیش بنیادی به نام من به ثبت رسید و من 40 تا 50 هزار جلد کتاب دارم که به اضافه مقداری وسایل منزل می خواهم به آنجا بدهم و قصد دارم تا جایی که میسر باشد، کتاب هایم را از ناشران مختلف پس بگیرم و به نام آن بنیاد به چاپ برسانم تا همه در یک جا متمرکز باشند و دسترسی راحت تری داشته باشند. مثلا کتابی که ترجمه از روسی است و نام آن سرگرمی های هندسه است ، در حدود بیش از 25 سال پیش چاپ شده و دیگر چاپ نشده است و بسیار جالب است . شاگرد می تواند از هر صفحه و هر مطلبش چیز یاد بگیرد . درست است که با کنکور تستی جور در نمی آید ؛ اما باز هم هستند دانش آموزانی که علاقه مند هستند ریاضیات را بفهمند .
 
از زندگی خود راضی هستید؟

آدم گاهی در تخیلاتش خیلی چیز ها می خواهد که به آنها نمی رسد ؛ اما من از آنچه به دست آورده ام کاملا راضی هستم و اگر قرار باشد زندگی مجددی داشته باشم همین راه را برمیگزینم : ریاضیات .
 
نکته ای درباره واژه سینوس

استاد این طور می گوید : به اعتقاد من سینوس لفظی فرانسوی است که ترجمه واژه «جیب» عربی است که به معنی گریبان است . اما من نمی دانم کلمه سینوس با گریبان چه ارتباطی دارد . اعتقاد من این است که خوارزمی «جیب» به کار نبرده است ، بلکه از واژه «جیپ»، که کلمه ای پهلوی و به معنی «دیرک » است ؛ یعنی چیزی که عمود بر زمین فرو می کنند و از روی سایه آن می توانند موقع روز را تشخیص دهند ، استفاده کرده است ؛ اما نسخه نویسان کتاب خوارزمی که معنی جیپ را نمی فهمیدند ، چون «پ» عربی نبود ، با خود فکر کردند «جیب» درست است و آن را به فرانسه ترجمه کردند و سینوس گذاشتند . به هر حال ، فرقی نمی کند چه جیب باشد و چه جیپ ؛ چون همین کلمه به فرانسه ترجمه شده است ، پس واژه سینوس از ایران پخش و در دنیا متداول شده است. 

 

مرجع مقاله       

منبع: روزنامه جام جم / شماره 1705

برگرفته از سایت سمپادی ها با تغییراتی جزئی

 

 

/ 2 نظر / 29 بازدید
ASal

سلام عزیزم جدیدترین و جذابترین عناوین مستند ایران و جهان رو می تونی اینجا پیدا کنی حتما یه سر به من بزن :-x

سوگل

سلام ممنون از حضور گرمتان ای کاش قسمتی هم به دل نوشته و یا کارهای ادبی اختصاص می دادید .